پرواز دوباره سیمرغ ایران در 4 ارديبهشت 1388 05:26 بعدازظهر
نگاهی به جغرافیای سیاسی ایران بزرگ نشان می دهد که پتانسیل ظهور یک کشور بسیار بزرگ نیرومند صرف نظر از مرزهای جغرافیایی کنونی وجود دارد. چرا که دوران کشورگشایی به پایان رسیده و برای تاثیرگذار بودن بر جهان نیاز به توسعه خاک نیست. ژاپن که یک جزیره کوچک در جهان است بسیار تاثیرگذار تر از چین و هند و ایران و روسیه بر اقتصاد جهان است. اما بررسی توانمندی های عنصر ایرانی در منطقه نشان از ظهور یک قدرت بزرگ در جهان دارد. قدرت خاموش فراموش شده ای که وجود داشت ولی دیده نمی شد و خاک و غبار غفلت بر پهنه آن نشسته بود. همه می دانند که ایرانیان پس از کوروش هنوز آرزوی بزرگی برای شکوه و عظمت خود در سر می پرورانند اما این آرزو، آرزوی کشورگشایی جهان نیست بلکه دیگر می خواهند نقطه آغازین پیوند، برابری و برادری ملتها و مردم کشورهای منطقه و جهان باشند. هدف آنها تاثیرگذاری بر راه و بینش جهانیان است. راه راستی است که نیاکان درباره آن سخن گفته اند. نجات طبیعت و محیط زیست جهان است. گویا اندیشه و سخنان زرتشت برای امروز جهان طراحی شده بود. سئوشیانسهای زرتشت می آیند هرچند حتی دیگر جامه اسلامی بر تن داشته باشند. ایران اکنون در آستانه یک انفجار فرهنگی جهانی است. این انفجار صدها بار قوی تر از بمب های هسته ای جهان است. تسخیر اندیشه است. در پایان زمان و پایان جهان وظیفه ای بزرگی بر دوش مردم این منطقه از جهان است. فرهنگ ایران اقیانوس بیکرانی است که سالهاست بادی از روی آن وزیدن نداشته است و در آن موجی نساخته است. اما باد ها می آیند. سروش عنصر مهم ایرانی و ایزد سحرگاهی نوید آورده است که بزودی در این اقیانوس موجی بر خواهد خواست. پهنه اقیانوس ایرانی را می توان در استانهای شرقی چین از کاشغر و ختن از ماورای دریای خوارزم و سمرقند و بخارا از جنوب روسیه و قفقاز، اوستیای شمالی و جنوبی که ایرانی(آسی) سخن می گویند از بالکان که خود را ایرانی می دانند و نوروز را جشن می گیرند و از ترکیه که پاره دیگر از فرهنگ و عنصر ایران است و از پاکستان که بیش از شصت درصد مردم آن بلوچ هستند و مردم هند که حتی در تمام ایزدان و میراث فرهنگی و زبان خود از دوره جمشید با ما شریک و برادر هستند دید. تنها پیوندی، مهری و دوستی و آشنایی دوباره یی لازم است تا سیمرغ فرهنگ ایران دوباره بال بگشاید و مهر را بر جهان دوباره بگستراند و همه بخش های جهان را از تاریکی به در آید. انگلیس استعمار پیر وقتی به منطقه آمد هر جا که می رفت ایران را می دید! روح ایرانی و فروهر مزداپرستان مسلمان مایه آزارش بود. نخست برادر هند را از ما جدا کرد و زبان پارسی 400ساله که در سراسر شبه جزیره هند رسمی بود برانداخت و انگلیسی را جایگزین کرد. هندی ها حتی بعد از استقلال نتوانسنتد در طرحی که قرار بود تا 1975زبان انگلیسی حذف شود زبان رسمی و ملی تعیین کنند چون صدها زبان و لهجه داشتند و کسی به زبان قوم دیگر رضایت نمی داد ولی پارسی توانسته بود مایه پیوند و وحدت و رونق فرهنگ و دانش آنان شود. اما انگلیس پلید این دشمن خونی فرهنگ ایرانی که هنوز از بیداری فرهنگی مردم این هفت کشور سرزمینهای آریایی وحشت دارد به دنبال حذف تمام نشانه فرهنگی ایران شد. افغانستان را که کانون ایرانی زایی و محل طلوع خورشید فرهنگ ایران، زادگاه و آرامگاه زرتشت(مزار شریف) است از ما جدا کرد و به اختلافات مذهبی دامن زد و به تحریک قوم پشتون و برای حذف زبان فارسی در آنجا تلاش کرد. قوم پشتون که تماما و نژاد عنصری ایرانی اند! پاکستان را از ایران جدا کرد و نام بلوچستان انگلیس بر آن نهاد داد و پس از استقلال هند آن را به هندوستان نداد! پاکستان هیچگاه جزء هندوستان نبوده است! رودخانه سند مرز ایران و هند دو کشور برادر و هم نژاد بوده است. تمام کشورهای که پسوند "ستان" در پایان به یدک می کشند استانهای ایران بودند. اما ما دیگر، داعی بازگشت و الحاق نداریم. اما به دنبال دوستی و گسترش مهر و پیوند دوباره این ملتها و برداشتن مرز از همه کشورهای منطقه و درنهایت جهان هستیم. کاری که بزودی چه ما بخواهیم یا نخواهیم و یا دیگران بخواهند یا نخواهند در جهان اتفاق خواهد افتاد. در آسیای میانه هرجا روس تزاری گام نهاد هویت ایرانی دید! هویت های غبار نشسته ای که از دوران مغول به بعد رها نموده ایم! ما در حق فرزندانمان و پاره های تنمان چه بد کرده ایم! که همه را رها کرده ایم! هنوز ام نسبت به این غول عظیم فرهنگی نهفته و خفته ایرانی در آنجا غافلیم با مهر به این سرزمینهایی میترایی و اهورایی نمی نگریم! روسها سالها تلاش کردند زبان و فرهنگ ایرانی را نابود کنند! به تاجیکها می گفتند زبان شما فارسی نیست تاجیکی است! شما ایرانی نیستید! نباید جشن های ایرانی را پاس بدارید! خدا را سپاس که تاجیکستان امروز از ما بیدارتر و شیفته و عاشق تر از ما به فرهنگ ایرانی و نیاکان است! دیگر کشورهای آسیای میانه هرچند بسیاری از آنان دیگر به زبانهای ترکی سخن می گویند ولی از ما ایرانی تر و عاشق تر به سنن فرهنگی ایران باستان هستند. قفقاز حتی در جنوب روسیه هنوز باقیمانده قلب مادر ایران درآنجا می تپد! ارمنستان که از نژاده ترین عناصر ایرانی و میراث داران به حق اشکانیان و عنصر ایرانی و میترائیسم هستند. کشورهای بالکان خود بما می گویند که ما نژادی ایرانی هستیم و نوروز دارند. ترکیه، اگر بگوئیم ترکیه خود ایران است گزاف نگفته ائیم! از قوم بزرگ کرمانج کرد گرفته تا علویان و بکتاشیان که شاید روی هم نیمی از مردم ترکیه اند و بقیه مردم ترکیه نیز از آداب وسنن و حتی مذهب بسیار از ما نشان دارند. عراق بقدری به برکت ائمه و شیعیان آن و کردها ایرانی است! که مایه خشم وهابیون متنفر از ایران شده است و کشتن مردم عراق را عبادت می دانند! بسیاری از مردم فراسوی عراق و خلیج فارس و دریای مکران(عمان) چشم به پر پرواز جوجه سیمرغ دوخته اند. با این همه توانمندی فرهنگی آیا ما پتانسیل پرواز بر پهنه جهان را نداریم! باری یکسو تا اندونزی و مالزی و از سوی دیگر تا جنوب اروپا و از سوی دیگر تا قلب آفریقا و تانزانیا پر گشودیم! این را رقیبان ما می دانند اما ما هنوز نمی دانیم که چه کرده ایم چه بودیم و دوباره چه خواهیم کرد! تنها باید دستی دراز کرد دست براداران و فرزندان جدامانده را گرفت. تنها باید یک سو نگری و افراطی گری را کنار نهاد متعادل برادر و برابر با پاره های تنمان شویم. ما قدرتی هستیم که خود خبر نداریم ولی دیگران خبر دارند. ایران قوت و نقطه پیوند کشورهای منطقه است. با راه اندازی شبکه فرهنگی جهانی ایران آن روز زود خواهد بود.
قدرت گرفته با فارسی نیوز